یکشنبه 16 بهمن 1390, 20:34:10
 
نسخه قابل پرينت  نسخه PDF  نسخه xml  نسخه Word  اضافه کردن به ليست علاقه منديها  ارسال به ايميل
پشت پرده واردات میوه

یادداشت/

پشت پرده واردات میوه

تعداد بازدید: 477 
سه شنبه, 29 تیر 1389 13:08

اعتراض نمایندگان مجلس به وزیر بازرگانی و توضیحات مهدی غضنفری، هر دو درست بود اما هیچ یک از طرفین نظر یکدیگر را نپذیرفتند و نهایتاً 120 نماینده اعلام کردند که قانع نشده‌‌‌اند تا موضوع، همچنان باز بماند...

مبهم بودن کلاف واردات میوه، به خاطر دقت نکردن به نکته‌ای بسیار مهم و اساسی است که از نظر طرفین دور ماند و ما اینجا به آن خواهیم پرداخت.

واقعاً چرا کشوری که تا همین چند سال پیش اولین تولیدکننده میوه در بخشی از کره زمین ـ منطقه ما ـ بود، اینک در ردیف 5 کشور اول واردکننده میوه است؟ چه اتفاقی افتاده که ظرف چند سال منحنی اینگونه معکوس شده و حیرت همگان را برانگیخته است؟ نماینده ورامین راست می‌گویدکه فاجعه است این که تقریباً هر ماه 40 میلیون دلار میوه وارد کشور شود، اما آقای غضنفری هم دروغ نمی‌گوید که نمی‌شود مرزهای مملکت را بست و تنها اهرم وزارت بازرگانی برای کنترل واردات «تعرفه‌» است و ما هم اکنون تعرفه واردات میوه را بین 45 تا 90 درصد اعلام کرده‌ایم و از نظر بالا بودن تعرفه در میان 200 کشور جهان در رتبه چهاردهم قرار داریم و بیش از این نمی‌شود کنترل کرد...

اگر همه راست می‌گویند پس مشکل کجاست و چه‌طور می‌توان آن را حل کرد؟ چرا کشوری که سالانه 30 میلیون تن میوه تولید می‌کرد اکنون مغازه‌هایش به نمایشگاه بین‌المللی میوه تبدیل شده‌اند و انگور مصری و سیب فرانسوی و پرتقال آفریقایی، جای سیب شمیران و انگور ارومیه و پرتقال بم را گرفته‌اند؟

پاسخ این پرسش مفصل است اما اشاره‌ای به آن می‌کنیم تا ان‌شاءالله دیگران ابعاد آن را بشکافند و مسئولان روزی راه‌حلی برای آن بیابند. هرچند بسیار دشوار است.

عوامل و دلایل «تنزل میل به تولید» و «تشدید میل به واردات» نیاز به تحلیلی جامعه‌شناختی از اوضاع اجتماعی ـ اقتصادی چند دهه اخیر و کشف نقش پارامترهای اثرگذار بر ساختار تولید کشاورزی دارد که در اینجا در حد فرصت ـ و بضاعت ـ اشاره‌ای برآن خواهم داشت.

رشد طبقه متوسط در ایران همراه شد با رواج «خانواده‌های هسته‌ای» به جای «خانواده‌های گسترده». در تعریف خانواده گسترده می‌خوانیم که پدر خانواده به همراه فرزندان ذکور در خانه‌ای بزرگ زندگی می‌کنند، اما عصر جدید این شیوه زندگی را تقریباً منسوخ کرد، بنابراین خانواده‌های هسته‌ای مستقل بوجود آمدند که این شیوه زندگی در چند دهه اخیر ساختار مسکن و الگوی مسکن را بکلی دگرگون کرد. به عبارت دیگر یک خانواده بزرگ به چندین خانواده کوچک تبدیل شدند و همین اتفاق به همراه رشد جمعیت، تعداد خانوارهای کشور را بشدت افزایش داد.

در همین اثنا، خانوارهای طبقه متوسط، به خاطر قدرت تشخیص اقتصادی، آینده‌نگری و نیز تسهیلات عصر جدید از جمله وام بانکی به سرعت به سمت خانه‌دار شدن حرکت کردند و نسبت خانوارهای مالک مسکن به خانوارهای مستأجر افزایش یافت.

در پی این اتفاق، خانوار‌هایی که در کلان‌شهرها و در شهرهای بزرگ صاحب مسکن ـ ولو یک آپارتمان کوچک ـ شدند به خاطر فرار از هیاهوی شهری و گرما، در قدم بعدی به فکر تفرجگاه بیرون شهر افتادند. بدیهی است که تفرجگاه بیرون شهر، صحرا و بیابان نیست، بلکه روستاهایی است که نوعاً خوش آب و هوا و دارای امکانات زیربنایی قابل قبولی هستند و این روستاها جایی نیست جز همان جاهایی که باغات میوه قرار دارند. رقابت جامعه شهری جدید در دست و پا کردن ویلا یا حتی کلبه‌ای در نقاط روستایی آغاز داستانی شد که هنوز ادامه دارد و معلوم نیست به کجا برسد. منابع آب به شدت محدود در ایران، کشتزارها و باغات را در محدوده‌هایی تعریف شده متمرکز کرده است و این روند و رقابت، باعث در بورس قرار گرفتن باغات و زراعت‌گاهها شد و همه ما به چشم دیده‌ایم که طی چند دهه اخیر، بورس بازان زمین و ویلا، چگونه بی‌محابا روستائیان و صاحب ملکان را به وسوسه انداختند که باغاتشان را به بهایی چرب بفروشند و درختانشان را بخشکانند و کلاه فرنگی و ویلای ژاپنی بنا کنند.

محدودیت زمین‌های مرغوب در نقاط خوش آب و هوا و هجوم شهریان متمکن و نیمه متمکن، در کوتاه‌زمانی ـ حداکثر چند سال ـ بهای زمین‌ها و باغات ارزان روستایی را ـ که اتفاقاً درست همان محل تولید میوه بود ـ چنان افسانه‌ای کرد که هیچ صاحب زمینی را یارای مقاومت در برابر وسوسه بهای آن نبود.

در اقتصاد، اصلی وجود دارد به نام هزینه فرصت (Oport Cust). معنای ساده هزینه فرصت این است که مثلاً وقتی در زمینی چغندر بکارید و سالانه یک میلیون تومان عایدی داشته باشد، اگر همان زمین را به پارکینگ اتومبیل تبدیل کنید و سالانه 5 میلیون تومان عایدی گیرتان آید، اگر کار اول را بکنید، فرصت را از دست داده‌اید چون 5 میلیون را رها کرده‌اید و یک میلیون را گرفته‌اید و این کار نه توجیه اقتصادی دارد نه توجیه عقلانی!

تصور کنید زمین یا باغی که چند سال پیش هکتاری 100 هزار تومان می‌ارزید وقتی اینک متری 100 هزار تومان برای ساخت خانه و ویلا مشتری دارد، یعنی قیمتش 10 هزار برابر شده است، حال آنکه محصولی که در آن تولید می‌شده قیمتش حداکثر 10 برابر شده است. در این اوضاع، روستائیان برای تغییرکاربری آن، خود پیشقدم می‌شوند و حتی با هزار تأسف، وسوسه خشکاندن درختان و تغییر شبانه محیط، یک لحظه آرامشان نمی‌گذارد.

در این احوال، تولید میوه در باغی که یک هکتارش، یک میلیارد تومان می‌ارزد هیچ توجیه اقتصادی ندارد برای همین، باغدار نه تنها در حفظ درختان و کاشت درختان تازه، انگیزه‌ای نمی‌بیند بلکه علاقه‌مند است که درختان هرچه زودتر از بین برود تا تغییر کاربری آسان شود.

گمان نبریم که تبلیغات سرسام‌آور بانک ها و مؤسسات مالی را فقط ما می‌بینیم و باغدارها تلویزیون ندارند!

شما به جای آن باغدار اگر ببینید که باغ سیب‌تان سالانه مثلاً 10 میلیون تومان سود می‌دهد ولی اگر پولش را در بانک بگذارید 180 میلیون تومان سود می‌گیرید، چه کار می‌کنید؟ سیب پرورش می‌دهید یا باغتان را به 10 قطعه هزار متری تقسیم می‌کنید و می‌فروشید به طبقه‌ای که می‌خواهد سالی 10 روز از آن استفاده کند؟ این، مصیبتی است که بر سر روستاها و باغات دیار ما آمده است و آنوقت ما دنبال مافیای واردات میوه می‌گردیم!

هزینه تولید میوه، مجموع هزینه‌های آب و کود و سم و کارگر نیست. «هزینه فرصت» را فراموش کرده‌ایم، «هزینه فرصت» به باغدار می‌گوید اگر بخواهد باغش صرفه اقتصادی داشته باشد باید هرکیلو سیب را مثلاً 20 هزار تومان بفروشد!

چرا؟ چون ما به ازای «سود بانکی و موجه» زمینش عقربه را روی این عدد می‌نشاند. عامی‌ترین باغدار و کشاورز، امروز، این منافع را به غریزه‌اش می‌فهمد. برای همین است که میوه ایرانی اصلاً به صرفه نیست و در برابر میوه خارجی بسیار گران‌تر درمی‌آید و وزارت بازرگانی هر چقدر تعرفه واردات میوه را افزایش دهد،‌ طرفی نمی‌بندد.

اقتصاد مقوله بسیار پیچیده‌ای است و تمامی قطعات آن، مانند یک «پازل» یا «دومینو» برهم اثر می‌گذارد. یک قطعه را که دستکاری کنید ـ به عمد یا سهو ـ صدایش فردا از گوشه‌ای دیگر درمی‌آید و این صداهایی که امروز از مجلس و دولت و همه جا برمی‌خیزد، حاصل دستکاری خودآگاه یا ناخودآگاهی است که مدتها پیش در ساختار اقتصاد و کشاورزی این سرزمین کرده‌ایم و ایران را از اولین صادرکننده میوه منطقه به پنجمین واردکننده میوه جهان تنزل داده‌ایم.

پشت پرده واردات میوه این است که گفتم نه آنکه خیلی‌ها منتظر بودند که مثلاً اسامی پنج نفر از مافیای واردات را افشا کنم! من اسامی آنها را نمی‌دانم، اما اگر می‌دانستم هم هیچ ارزشی نداشت. وقتی ساختار اقتصادی تولید میوه در کشور آسیب دیده و بلکه منهدم شده است، دیگر چه فرقی می‌کند که واردکنندگان چه کسانی باشند؟ واقعاً فرقی می‌کند؟

 

نقل‌شده از روزنامه اطلاعات/ علیرضا خاکی

کد خبر: 4781

آدرس صفحه خبر:

http://www.shabanews.net/News/No/4781

نسخه قابل پرينت  نسخه PDF  نسخه xml  نسخه Word  اضافه کردن به ليست علاقه منديها  ارسال به ايميل
ثبت نظر شما
سازمان توسعه تجارت ايران  شركت سهامي نمايشگاههاي بين المللي جمهوري اسلامي ايران  كشتيراني جمهوري اسلامي ايران  صندوق ضمانت صادرات ايران  موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني  مركز آموزش بازرگاني  شركت حمل و نقل بين المللي و خدمات دريايي آبادان  مركز ملي شماره گذاري كالا و خدمات ايران   شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی  حمل و نقل بین المللی خلیج فارس  شرکت خدمات انفورماتیک راهبر  دفتر نمايندگي تام الاختيار تجاري  مركز ملي فرش ايران  شركت بين المللی بازرگانی كالای تجاری 
صفحه اصلی  |  معرفی  |  راهنمای مراجعین  |  پیشنهادات و انتقادات
طراحی و پیاده سازی توسط شرکت خدمات انفورماتیک راهبر - آخرین بروز رسانی شنبه 8 مرداد 12:14:19
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شبکه اطلاع رسانی بازرگانی ایران (شابا) می باشد و استفاده از مطالب با ذکر شبکه اطلاع رسانی بازرگانی ایران(شابا) بلامانع است
صفحه نخست | آرشیو |  آمار بازدید امروز:
RSS